السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
416
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَاتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ . . . » ) * در مجمع البيان گفته است : جمله « لحد اليه » و همچنين « التحد » از ماده « لحد » به معناى ميل كردن است ، يعنى ميل كرد به سوى او « 1 » . و بنا به گفته وى كلمه « ملتحد » اسم مكان از « التحاد » ( ميل كردن ) است ، يعنى محل ميل كردن . و مراد از * ( « كِتابِ رَبِّكَ » ) * قرآن و يا لوح محفوظ است . و گويا دومى با جمله * ( « لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِه » ) * مناسبتر است . همانطور كه قبلا هم گفتيم گفتار در اين آيات معطوف به ما قبل داستان اصحاب كهف است ، به همين جهت مناسبتر اين است كه بگوييم جمله « و اتل . . . » عطف است بر جمله « إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الأَرْضِ . . . » و معنايش اين مىشود كه : تو اى رسول گرامىام خودت را بر اثر كفر ورزيدن مردم و از تاسف خوردن بر آنان به هلاكت مينداز ، آنچه از كتاب پروردگارت به تو وحى مىشود تلاوت كن ، زيرا هيچ چيز كلمات او را تغيير نمىدهد ، چون كلمات او حق و ثابت است . و نيز براى اينكه تو غير از خدا و كلمات او ديگر جايى ندارى كه دل به سوى آن متمايل سازى . از اينجا روشن مىشود كه هر يك از دو جمله * ( « لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِه » ) * و جمله * ( « وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِه مُلْتَحَداً » ) * براى تعليلى جداگانه است و در حقيقت دو حجت جداى از همند براى تعليل آن امرى كه در جمله « و اتل » بود و شايد به همين جهت است كه خطاب در جمله * ( « وَلَنْ تَجِدَ . . . » ) * مخصوص رسول خدا ( ص ) شده است . با اينكه حكم در آن عمومى است و مخصوص به آن جناب نيست ، چون به غير از خدا هيچ ملتحدى براى احدى نيست نه تنها براى پيغمبر . ممكن هم هست كه منظور از جمله * ( « وَلَنْ تَجِدَ . . . » ) * اين باشد كه : تو ، آرى ، شخص تو ، به خاطر اينكه رسول هستى ، مانند ديگران مراجع متعدد ندارى . تو جز يك نفر كه آن هم فرستنده تو است ملتحد ديگرى ندارى . و بنا بر اين ، مناسبتر اين است كه بگوييم جمله * ( « لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِه » ) * يك حجت است و سفارش اين است كه : اين آيات را كه مشتمل بر دستور خدا به تبليغ است براى ايشان بخوان چون كلمه اى است الهى كه تغيير و دگرگونى نمىپذيرد ، و تو فرستاده اويى ، و جز اينكه به سوى فرستنده ات تمايل نموده رسالت او را اداء كنى وظيفه ديگرى ندارى . مؤيد اين معنا كلام ديگر خداى تعالى است كه در جاى ديگر مىفرمايد :
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 6 ، ص 464 .